در نمونه های لغوی ادیب طوسی اشتباهات وحشتناک دیگری به چشم می خورد. از جمله:
ـ در كلمة صددرصد تركي «اينجه» كه به معني «ظريف و هنري و كار هنرمندانه» مي باشد؛ ادیب طوسی آن را به دو جزء «اين + جه» تقسيم كرده سپس «اين» را «اشاره به نزديك» معني كرده، لكن در اين صفحه به معني جزء دوم اشارهاي نكرده و نگفته كه در صورت صحّت ادّعاي وي معني تركيبي اين كلمه چه ميباشد. او در صفحة 259 «جَه» را «جا» معني كرده است. معلوم ميشود «اينجه» ي تركي همان «اينجا» ي فارسي است و مهم هم نيست معني اين دو كلمه چند فرسخ فاصله داشته باشند!
ـ ادیب طوسی «ايق» را يك علامت نسبت فرض كرده و سپس «آواجيق» را به عنوان شاهد مثال آورده و آن را مركّب از «آواج + ايق» دانسته امّا به بخش اوّل كلمه و نيز سر جمع معني كلمه اشارهاي نكردهاست و اين درحالي است كه «آواجيق» يك كلمة تركي و مركّب از « آوا » (جلگه) + «جيق» (پسوند تصغير) به معني «جلگة كوچك» ميباشد.
ـ این نویسندۀ عوام در حالي كه به كلّي معني «انگ» يا «انگنه» يا «اَنَه» را نميداند؛ انگ را يك كلمة به تعبير خودش ايراني ـ معادل یا هم خانواده با فارسي ـ به حساب آورده ليكن از معني كردن آن درمانده است. اين درماندگي در حالي است كه وي نام روستاي «انگنه» از توابع اروميّه را از «انگ + اَنَه» ميداند وسپس از سر معطّلي و ناچاري «اَنَه» را مخفّف «آنه» دانسته است. معلوم هم نيست كه وي بالاخره معني تركيبي «انگنه» را چه مي داند. اگرچه خود نگارنده در بارة معني انگنه به جواب روشني نرسيده است، ليكن «انگ» در ترکي به معني «فكّ» ميباشد. علاوه بر اين در فرهنگ آذربايجاني انگ به معني «علامتي كه به گوش حيوانات نصب كنند» آمده است. اديب طوسي در همين بخش انگ كلمة «آنقوت» را هم به عنوان شاهد مثالي براي «انگ» آورده در حالي اين كلمه به صورت جامد در تركي به معني «نوعي مرغابي» ميباشد كه در ديوان لغاتالتّرك نيز بدان اشاره شده است.