یوخاری

برای تورکمن‌ها؛ بازخوانیِ یک گستاخی...

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
برای تورکمن‌ها؛ بازخوانیِ یک گستاخی...

در روزهای اخیر فایل صوتی‌ای منتشر شده که اعتراض بسیاری از جمله نماینده‌ی تورکمن‌ها و "سردار آزمون" را در پی داشته است. در مکالمه‌ای منتسب به "مسعود خلیلی" -رئیس فدراسیون سوارکاری- وی تورکمن‌ها را «عشیره‌ی پیژامه‌پوش‌های فقیر، سرکش و معتاد» خطاب می‌کند. او ضمنا با تشبیه رفتار رئیس‌ فدراسیون جهانی به رفتار پرنسس‌‌ها، تورکمن‌ها را علنا تحقیر می‌کند. خوشبختانه اظهارنظر این آقا به اندازه‌ای صریح است که جایی برای ماست‌-مالی‌اش‌ نمی‌گذارد. با این حال هر واژه‌ای که با آن تورکمن‌ها را خطاب می‌کند،‌ سویه‌ای از تفکرات و مناسبات موجود در ذهن گوینده و متن جامعه را فاش می‌کند.

اول؛ «عشیره‌ی پیژامه‌پوش‌ها»

عشیره در نگاه اول ظاهرا ناظر بر بدویتِ یک مجموعه‌ی انسانی‌ست؛ مجموعه‌ای پیشا-مدرن، عقب‌افتاده و مرتجع. اضافه‌ی پیژامه‌پوش نیز در پی پررنگ‌تر کردن این تصویر است. القای تصویری تقلبی به مخاطب، از تورکمن‌هایی بیگانه با کت و پاپیون و برند و ساس‌بند و اکسسوری‌های لاکچریِ هم‌پالگی‌هایِ رئیس فدراسیون.‌ تهاجمی به لباس سنتی آن مردمان با سخیف‌ترین واژه؛ پیژامه. پوششی که احتمالا لباس شامگاهی خود این آقا هم باشد. اما این تصویر از اساس دروغین است؛ نه تورکمن‌ها بدوی هستند و نه مسعود خلیلی دغدغه‌ی عقب‌افتادگی را دارد. عشیره‌ی پیژامه‌پوش صرفا تحقیر نیست، نفرتی‌ست عریان نسبت به مردمانی که تن به یکسان‌سازی نمی‌دهند. مردمانی بی‌زبان که در بحبوحه‌ی تام‌خواهیِ فرهنگیِ مرکز، تنها تجلی ائتنیکی‌شان لباس‌شان‌ است و ضامنِ همبستگی‌ و دوام و قوام‌شان، آیین‌های بومی‌شان‌. در واقع پرخاشِ نژادگرایانه به نمادها و نمودهای جمعیِ تورکمن‌ها، دلشوره‌ی استحاله نشدن آنهاست، هراس از هویتِ متمایزِ «دیگری» و عطشی برای محو تفاوت‌ها.

دوم؛ «فقیر»

فقر، محرومیت است؛ عدم دسترسی به منابع برای زندگی. کم و کیف آن، با اعداد و ارقام و امکاناتِ قابل دسترس، اندازه‌گیری می‌شود و بیشتر، معلولِ ساختارهای اقتصادی‌ست. مسعود خلیلی اما، نه از فقر می‌گوید و نه به دلایل آن می‌پردازد. مسئله‌اش نه پلیدیِ فقر، که پلیدسازیِ فقیر است؛ پلیدسازی انسانی که ساختار اقتصادی و سیاست‌های تعدیلِ ساختاری به فلاکتش کشانده است. او تورکمن‌ها را فقیر می‌داند و این واژه را نه برای همدردی که برای تحقیر آنها به کار می‌گیرد. تحقیری اینگونه وقیح، منشِ نوکیسه‌هاست. همان‌ها که فقرِ دیگران، ضامنِ فربه شدنشان است، خودبزرگ‌بینند در قبال فقرا و خودکم‌بینند در مواجهه‌ی پرنسس‌ها، خاصه اگر پرنسسش، همسر حاکم دبی باشد و دختر پادشاه سابق اردن! آن وقت ترجیح می‌دهند هموطنِ احیانا فقیر را تحقیر کنند و پرنسس همسایه را مدح.

سوم؛ «سرکش و معتاد»

مسعود خلیلی از سرکشیِ تورکمن‌ها بیزار است. یعنی آنها را سربه‌زیر می‌خواهد و مطیع، تا بتواند منویات خود را به سرانجام رساند. نشانه‌ای از تمامیت‌خواهیِ آشکار که هیچ شکلی از مقاومت را نمی‌پذیرد. مردمانی سرکش و در عین حال معتاد! پارادوکسی عجیب که این آقا ارائه‌اش می‌دهد.
فارغ از اینکه اعتیاد به هیج وجه ننگ نیست و مسعود خلیلی آن را همچون برچسبی تحقیرآمیز به کار می‌برد، مسئله‌ی قابل توجه این است که بخشی نه چندان کوچک از کسانی که به این بیماری دچارند، جزئی از نوابغ‌اند. کسانی که اتفاقا اعتیادشان به نبوغشان پیوند می‌خورد؛ وقتی از رانت و ثروت و میراثِ ژنی و آقازادگی محرومند و آموزشِ پولی، حتی امکان تحصیل را هم از آنها سلب می‌کند، وقتی تمامیِ مجاریِ شکوفایی مسدود است، وقتی نبوغ و استعدادشان امکانِ فعلیت ندارد و عقیم می‌شود، خواه-ناخواه چاره را در اعتیاد می‌یابند. اعتیاد آنها، اعتراضی‌ست در قالب فنا کردنِ خود. جسد کردنِ جسمی که تمامیِ امکان زیستش را دزدیده‌اند. جسمی که قبل از مرگ، مرده است.

اینکه تورکمن‌ها معتادند یقینا مزخرف است، اما اگر همه‌ی آنها هم معتاد باشند، مسعود خلیلی ریشه‌ی آن را در پیرامون خود باید بجوید. در بین همان‌هایی که فیش‌های نجومی‌شان و ادعای ژنی‌شان، امان همه را بریده است. همان‌ها که «خودت بمال» و «همینی که هست» و... ورد زبانشان است.

چهارم؛ «عشیره‌ی پیژامه‌پوش‌های فقیر، سرکش و معتاد»

قضاوتِ یک گروه ائتنیکی، ذیل یک مفهوم کلی و ترسیمِ تصویری از آن با عناوین فراگیرِ تحقیر‌آمیز قضاوتی صراحتا نژادگرایانه است. در نظر نژادگرا، «دیگری» برساخته‌ای همگن و همگون از افرادی‌ست که ویژگی‌های مشابهی دارند. همان تصویری که مسعود خلیلی از تورکمن‌ها ارائه می‌دهد؛ بدوی، پیژامه‌پوش، معتاد و... نگاهی نژادی به مجموعه‌ای متکثر؛ نگاهی که این روزها بر آن است «مردمِ واقعا ایرانی» را از «مردمِ ظاهرا ایرانی» تفکیک نماید تا خودِ نژادگرایش را به عنوان نژادی درجه‌ی یک جا زند.

تاریخ
2019.03.05 / 09:58
مولف
روزبه سعادتی
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla