دکترسیّدجواد طباطبائی واضع نظریّۀ موسوم به «ایرانشهری» و از جملۀ ناسیونالیست های فارسی گرا و ترکی ستیز معاصر ایران می باشد و در موقعیّت های مختلف این مخالفت و ستیز خود با زبان ترکی را آشکار می سازد و در این راه از بیانی ناپسند و غیرمؤدّبانه بهره می گیرد. یکی از مهم ترین جلوه های فعالیت وی انجام مصاحبه و درج مطلب در نشریۀ «مهرنامه» می باشد که قبلاً بخشی از گفته های ایشان در رابطه با زبان ترکی و مسائل آذربایجان درج شد و در حد وسع مورد نقد و پاسخ گویی قرار گرفت.
طباطبائی در کنار برخی خوش اقبالی ها و حمایت ها، به عللی چند از وجود مریدان وفادار و تند مزاج هم برخورداری دارند. درج مطالب بی پایۀ طباطبائی در شمارۀ 29 نشریّۀ مهرنامه، با اعتراض آقای سیّدحیدر بیات پژوهشگر زبان ترکی مواجه می گردد و ایشان نامه ای در نقد و پاسخ گویی به گفته های نامبرده تدوین کرده و به نشریّۀ مهرنامه ارسال می دارند و این نامه در شمارۀ 30 همان نشریّۀ به چاپ می رسد. همین امر موجبات به جوش آمدن خون برخی مریدان آقای طباطبائی، من جمله مصطفی نصیری را فراهم می آورد، تا این ترک از اصل و نسب بریده، همانند مرشد خود قلم خود را چون گرز و شمشیری بر سر زبان مادری خود فرود آورد.
آقای نصیری متنی با عنوان «در امتناع تورانشهری» در نقد نوشته های آقای بیات برای نشریّه مهرنامه ارسال می کند. این متن در نشریّۀ شماره 31 مهرنامه به چاپ می رسد. نوشتۀ آقای نصیری فرسنگ ها با عوالم یک نقد بی طرفانه و مبتنی بر منطق و استدلال و ادب فاصله داشت و این بزرگوار ترجیح داده بودند به جای پاسخ گویی منصفانه و ارائۀ توضیحات عاقلانه و مستند در بیشترین بخش نوشتۀ خود از لحن و ادبیّاتی گستاخانه و عوامانه بهره بگیرند و در کنار آن، برخی بافته های نویسندگان شووینیست را مکرّر گردانند. از این رو نگاهی به گفته ها و نوشته های او به عنوان نمایندۀ دیگری از گفتمان ترکی ستیزی و فارسی ستایی افراطی خالی از لطف نیست.