ضربالمثل ترکی «نالچی آتین آغزینا باخار» یعنی نعلبند به دهان اسب نگاه میکند و شدت ضربه به میخها را بسته به عکسالعمل اسب تعیین میکند. یعنی او براساس میزان مقاومت اسب به نعل ضربه میزند و این را از میمیک دهان اسب میفهمد.
دوست و دشمن نیز چنین میکنند. وقتی احساس کنند ما در موضوعی جدی و مصمم هستیم در آن موضوع سنجیده و کنترل شده رفتار میکنند. ولی وقتی احساس کنند، حمایت و دفاع ما از موضوعی فرمالیته و آبکی است به خود اجازه میدهند که آن مسئله را به انحراف کشانده و لوث کنند.
همه محققانی که در زمینه هویت طلبی ترکهای ایران تحقیق کردهاند، بر این باورند که اشغال قاراباغ توسط ارمنستان و موضع غیرمعقول ایران در قبال آن آغازگر شکافی است که بین نخبگان آذربایجان و دولت تهران بوجود آمد. ولی آن روزها که حرکت ملی آذربایجان نتواست طیف گستردهای ازمردم را در جهت حمایت از قاراباغ اشغالی بسیج نماید، برخی با لودگی میگفتند «آخر مسائل آن یکی آذربایجان چه ربطی به شما دارد». در حالیکه در موضوع مشابه دیگر، دفاع کردهای هر چهار کشور از موضوع کوبانی چنان باشکوه بود که کسی به خود جرات نداد بگوید که «مسئله کردهای سوریه ربطی به شما ایرانیهای کرد ندارد». چون متوجه شده بودند که کردها در این موضوع با کسی شوخی ندارند.
این بار ورق برگشت. افکار عمومی آذربایجان چنان به خاطر فرش قرمزی که روسای تهران پیش پای پاشینان پهن کردند و نصب آن بنر مغایر باقوانین بینالمللی برآشفت که دیگر کسی جرات نکرد، خود شیرینی کرده وبگوید که « چه ربطی به شما دارد». چون دقیقا به همان دلیلی که این موضوع به ارمنیهای ایران ربط پیدا کرده بود به ماهم ربط داشت.
این اعتراض همگانی باعث شد که همه آنهایی که خدا و خرما را با هم میخواهند و سعی میکنند هم خود را مردمی نشان دهند و هم دل نازک حکومت را نرنجانند، نیز طرف مردم قرار گیرند. چون آنها نیز ابتدا نبض جامعه و دهان اسب را رصد میکنند. حتی طرفداران شش دانگ دولت نیز اعتراف کردند که به خاطر این بیتوجهی ودهن کجی بزرگی که روسای تهران به احساسات میلیونها ترک ایران از خود نشان میدهند شرمندهاند.
اگراشغال قاراباغ توسط ارمنستان و موضع غیرمعقول ایران در قبال آن را آغازگر شکاف بین نخبگان آذربایجان و دولت تهران بدانیم، این بار هم قاراباغ در کشاندن این شکاف به سطح تودههای مردم بسیار تاثیرگذار بود. برای همین است که گفتن و نوشتن از قاراباغ دقیقا دفاع از خودمان است و متر و معیاری است برای همه آنهایی که هنوز امیدهایی به مرکزنشینان دارند تا به عینه ببینند که چگونه احساسات همه آنها را به هیچ انگاشتهاند.