قسمت سوم
ایا پنهانکاری بر حسب سطح توسعه فنی جوامع ، کمتر یا بیشتر مورد استعمال قرار می گیرد؟ در این باب فرضیه ای بیان شده است که پنهانکاری در مرحله بینابینی کم توسعگی و پر توسعگی ، به حداکثر خود می رسد. در جوامع بدوی ، توده مردم نیمه گرسنه بیسواد و ستمدیده عملا از مبارزه سیاسی خارج می باشند. این مبارزه در درون جمع محدودی میان اشخاص مطلع ، میان قشر روشنفکر و نخبه جامعه جریان می یابد.
برای این قشر از جامعه پنهانکاری امری بی فایده است. زیرا همگی به اسانی از ان پرده برمی دارند. و برعکس در یک جامعه بسیار پیشرفته که مردم هم از یک فرهنگ وسیع برخوردارند و هم توسعه علوم اجتماعی فنون پنهانکاری را بر انان هویدا ساخته است ، پنهانکاری بی نتیجه است. مردم به همان اندازه اگاهند که عده قلیل نخبگانسیاسی در جوامع بدوی از ان اگاه هستند.
لیکن این نظریات را نمیتوان بی قید شرط پذیرفت. در جوامع بدوی ، جمع محدود تحول یافته به اندازه کافی تحول نپذیرفته است که پنهانکاری ناسودمند باشد. و در جوامع بسیار پیشرفته نیز زودباوری بشر انقدر فراوان است که پنهانکاری بتواند محلی از اعراب داشته باشد. خاصه انکه افراد به اندازه کافی به کسب اطلاعات در باب نظر حریف نمی پردازند.
وسائل خبری توده گیر در شرف به کاربردن شیوه های پنهانکاری ارام بخش ملایم و نرم کننده است به همین دلیل پنهانکاری فقط شیوه ای برای دروغگویی اگاهانه نیست ، بلکه بعضا وسیله ای است برای نقاب زدن به یک حقیقت که نمی خواهند مستقیما با ان روبرو شوند.
در سیاست ، بسیاری از اشخاص خود را به دست خویش کور می کنند و اجازه نمی دهند که دیگران چشمانشان را باز کنند. احتمال دارد که پنهانکاری به تدریج با پیشرفت وسائل ارتباطات و زمان به تدریج تخفیف پذیرفته و ظریفتر شود. ولی جای تردید است که از مبارزه و پیکار سیاسی به طور کامل رخت ببندد.