ابتدا اعتراف کنیم که نوشتن کلمه؛ حقوق زن خود یک برتر بینی بیش نیست چرا که از مفهوم استنباطی از کلمه «حقوق زن» بالاتر از مقام زن را می رساند و تنها قانون است که می تواند از این حق دفاع کند چون قانون مبتنی بر حقوق بشر حاکم بر جامعه است.
ولی جمله دیگری در رابطه با حقوق زن به ذهنم نرسید که برابری حقوقی مردان و زنان را در جامعه آذربایجان به عنوان تیتر موضوع بنویسم. بنابراین از جامعه زنان بابت چنین ترکیب تیتر عذر خواهی می کنم.
سازمان حقوق بشر بیش از 20 سند حقوقی در مورد امور زنان به تصویب رسانده است و در کنوانسیون 1979 هر گونه تبعیض علیه زنان را ممنوع اعلام کرده است.و در مواد 1و 2 اعلامیه حقوق بشر در سال 1945 اعلام می دارد که تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آید و از نظر حیثیت و حقوق با هم برابرند همچنین از تمام حقوق و آزادیهای ذکر شده بهره مند می گردند.
اما اگر جامعه جهانی بویژه جامعه اروپایی و آمریکای نو در اثنای جنگ های جهانی اول و دوم از حقوق زنان صحبت کرده اند جامعه آسیایی بویژه در میان کشور های ترک زبان، ارزش و مقام زن در میان دولت مردان و هم در خانواده گرامی داشته می شد.با توجه به اینکه قبل از اسلام، ترکان از آیین شامان پیروی می کردند و این آیین بین افراد بشر یعنی مرد یا زن هیچ تفاوتی قائل نبود و حتی ریاست قبیله یا قبایل را بعضا پیرمرد یا پیرزن بر عهده می گرفت. در جنگ و شکار هر دو جنسیت حضور داشتند.اما بعد از نفوذ ایدئولوژی اسلامی در میان جوامع ترک زبان، حضور زنان را در جمع مردان گناهی بزرگ و صدای زن در حضور مردان را صدای شیطان قلمداد می کردند. ولی با این وصف فرهنگ دوره قبل از اسلام هنوز در لایه های زندگی.جوامع آذربایجان ریشه هزاران ساله دارد.به خاطر همین نگاه جامعه آذربایجان نسبت به مقام زن تلفیقی از اندیشه های قبل از اسلام و حقوق بشر نوین است.جامعه سیاسی ،اجتماعی آذربایجان کنونی هر گونه تعرض به حقوق زن را ممنوع می داند و اعتقاد دارد جامعه ای سالم و پویا خواهد بود که ارزش ها را با ارزش بداند و در جهت تکریم آن بکوشد.