خاورمیانه جنب و جوش ترین و حساس ترین منطقه جهان است.هر دولتی که می خواهد سهمی در معادلات جهانی داشته باشد سنگی به خاورمایه می اندازد.ایران،ترکیه و عربستان یار ثابت زمین بازی هستند هر یک از این کشور ها با تکیه بر سیاست خود سعی در کمرنگ کردن دیگری دارند.جمهوری اسلامی ایران با ایدئولوژی شیعه گری توانسته گروههای شیعه را در خاورمیانه روشن نگه دارد و اهداف ضد امریکایی و رقابتی با کشور های مذکور را به وسیله آنها دنبال و منافع امریکا را محدود کند.اما شرایط وخیم ایران تحت تاثیر شرایط اقتصادی،ایران را به یک بحران امنیتی تبدیل کرده است.به عنوان مثال اگر ایران قادر به تامین گروههای مسلحی که خود به وجود آورده نشود ممکن است قدرت های دیگر این گروهها را تحت فرمان خود داشته بر علیه ایران اقدام کنند.
سیاست ترکیه هیچ گاه تنش با ایران نبوده است چون ایران را تهدید مستقیم برای خود نمی داند و تنها تهدیدی که توانست کنترل کند گروههای مسلح پ ک ک ،ی پ گ و گروههای تروریستی دیگر بودند.ایران از گروههای تروریستی مرزهای هر سه کشور ترکیه،عراق و سوریه به نفع خود استفاده کرد و مدت ها توانسته بود کنترل دو کشور سوریه و عراق را در دست داشته باشد و مرزهای ترکیه را نا آرام کند و آرامش فکری را از ترکیه بگیرد. علاوه بر تزریق منابع مالی و تسلیحاتی از گزینه اشتراک نژادی نیز استفاده کرده بود. با روند مبارزه ترکیه با گروههای تروریستی و فلج کامل آنها سیاست خارجه ایران در مورد استفاده از گروههای تروریستی مسلح کرد علیه ترکیه، شکست خورد ،نوبت به یارگیری در داخل خود ایران برای ضربه زدن به تحرکات احتمالی آذربایجان و سرمایه گذاری روی کردها برای سالهای آتی است.شاید تنها گزینه ای که می تواند کردستان را با تهران در یک مسیر اهدافی قرار دهد دشمنی مشترک آنها با ملت ترک باشد.چون منافع کوتاه مدت هر دو ایجاب می کند که در کنار یکدیگر باشند اما اگر کردستان شرایط ارمنستان امروز را در نظر بگیرند بهتر می تواند به فردای ملی خود تصمیم گیری کند.
لذا به رسمیت شناختن لباس ملی یک قوم موضوع اصلی نیست بلکه انتشار پیام هم نژادی به ملت کرد است و داشتن جبهه ای واحد برای اهداف آتی است.