ادّعای آقای نصیری در بارۀ بریدن بند ناف وابستگی به زبان عربی را هم می توان دمیدن سرنا از دم گشاد آن دانست، زیرا حرکات ضدّ عربی برخی از طبقات فرهنگی ایرانی نیز نتوانسته از زیر سایۀ زبان عربی خارج گردد. شعرای قرون آغازین بعد از اسلام که اصالت ایرانی داشتند نیز در مقام دفاع از ایران و ایرانی، مباهات معمول در میان قبایل عرب را سرمشق قرار دادند و اشعاری بلند نه به فارسی یا پهلوی بلکه به زبان عربی در ذکر مفاخرات خود سرودند و کمابیش از همان سنّت ها و مضامین رایج در میان شاعران عرب بهره بردند.
اسماعیل بن یسار نسائی، بشار بن برد بن یرجوخ طخارستانی، حسن بن هانی حکمی، ابونواس اهوازی، ابواسحاق اسماعیل بن قاسم بن ابوالعتاهیه، ابان بن عبدالحمید بن لاحق بن عغیر، اسحاق بن حسان خریمی سغدی، ابراهیم بن ممشاد اصفهانی، ابوالحسن مهیار دیلمی از جملۀ شاعرانی هستند که اشعاری در فخر فروشی بر نیاکان خود سروده اند، لیکن زبان، قالب، نحوۀ بیان و مضامین ایشان کمابیش همان چیزهایی هستند که در میان شاعران عرب رواج دارد و در واقع عمل ایشان جز دنباله روی از زبان عربی چیز دیگری نیست.
از این جالب¬تر اسامی این شاعران است که به قاعدۀ نود درصد و بیشتر عربی است و این در حالی است که ایشان در قرون دوم و سوم می زیسته اند و علی القاعده باید از عربگری و عربی مآبی که در قرون بعدی غوغا به پا کرد، دور بوده باشند.