دکترخانلری در معرّفی زبان های ایران میانه بیشتر کلمۀ «پهلوی» را به کار می برد و آن را به دو شعبۀ «پرتوی یا پهلوانی» و «فارسی میانه یا پارسیک» منقسم می دارد. حضرت استاد ضمن تعيين مسير عجيبي بر اين قوم اسطوره اي آريايي از جنوب روسيّه به سوی قرارگاه های بعدی خود در ایران و هند؛ گمان ميكند فارسي كنوني از بقاياي پارسي باستانی است که این گروه به عنوان سوغات از جنوب روسیّه با خود آورده اند:
« اين زبان [فارسي ميانه] شايد لهجة جنوب غربي ايران و مشتق از پارسي باستان بوده كه تحوّل آن به پارسي جديد يا «فارسي دري» منتهي شده است. » (زبان شناسی و زبان فارسی، ص 67)
مسلّماً به تعبیر یکی از بزرگواران اهل قلم منشأ زبان فارسي از افغانستان و تاجيكستان و بخشي از ازبكستان كنوني است و بعد بوسيلة اهل ديوان و شعر و عرفان به صورت زبان ادبي خاورميانه (و نه فقط ايران) تا هند درآمد و در كنار عربي (زبان دين و علم و فلسفه) و تركي (زبان سلطنت، اشرافيّت و قشون) به بالندگي خود ادامه داد. ولي زبان موسوم به پارسي باستان تنها در استان فارس كنوني رواج داشت, زبانی که هیچ فارسی زبانی قادر به قرائت و فهم معنای آن نیست و حتی از مفردات آن ولو به صورت اندک سر درنمی آورد و اهل تحقیق هم بر پایه تعلیمات خاورشناسان مدعی شناختی از زبان های موسوم به پارسی باستان یا میانه هستند.