حداد عادل و دانشگاه فرهنگیان در جهت تقویت هرچه بیشتر زبان فارسیِ معلمان، تفاهمنامهای امضا کردند. اهمیت این تفاهمنامه در آن است که دانشگاه فرهنگیان سالانه حدود بیست هزار معلم به بدنه آموزشوپرورش تزریق میکند و امضا و اجرای این تفاهمنامهها یعنی فشار حداکثری به معلمان جهت حذف و به حاشیه راندن زبانهای غیرفارسی ایران.
نیازی به معرفی و بازگویی گرایشات حداد عادل نیست و در معرفی دکتر حسین خنیفر؛ رئیس دانشگاه فرهنگیان باید گفت که ایشان جزء افراد مصرّ به اجرای بخشنامه «ممنوعیت استخدام معلمان دارای لهجه» بود و توصیههای سفت و سختی برای کارکنان و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان در این خصوص اعمال میکرد. طنز ماجرا در این است که خود جناب خنیفر در فارسی لهجه دارد و برای مثال حرف «ش» را «ژ» تلفظ میکند و وقتی میگوید "بغژودگی وام دانژجویی دانژجویان دانژگاه فرهنگیان" کمتر کسی متوجه میشود که منظور رئیس چه بود. او نام زادگاه خود را نیز ژوژ تلفظ میکند و اگر همین بخشنامه عدم استخدام معلمان دارای لهجه در مورد خود او اجرا میشد شانس استخدام را از دست داده بود و اینک رئیس صد پردیس دانشگاهی نبود.
ادوارد شواردنادزه؛ وزیر امور خارجی شوروی گرجی بود و در زبان روسی لهجه غلیظی داشت. یکی از جوکهای سیاسی آن دوره چنین بود که «شواردنادزه کلمات روسی را به اندازهای بد تلفظ میکند که طرفهای خارجی متوجه منظور وی نمیشوند و برای همین ما نمیتوانیم انقلابمان را به جهان صادر کنیم».
اگر امثال حداد عادل همچنان به اصرار نامعقولشان برای صادر کردن زبان فارسی به سایر مناطق ایران ادامه دهند، شاید مسیری جز سرنوشت اتحاد جماهیر شوروری در انتظارشان نباشد.