یوخاری

بیست و یک آذر چه پیامی برای ما دارد

آنا صحیفه یازارلار
12 Punto 14 Punto 16 Punto 18 Punto
بیست و یک آذر چه پیامی برای ما دارد

بیست یک آذر هزار سیصدو بیست چهار شمسی روزی است که می تواند حاوی پیامهای سیاسی ، اجتماعی، و تجربیات تاریخی در مورد نقاط قوت و ضعف آن ، چرایی ایجاد فرقه دموکرات و تاسیس حکومت ملی، چرایی و علل شکست فرقه و تصمیمات نادرست یا درست آن ، برایمان دارا باشد. سید جعفر پیشه وری شخصیتی که رهبری فرقه دموکرات آذربایجان را بر عهده داشت با اینکه در اوایل تفکرات کمونیستی و چپی داشت و عضویت در حزب کمونیست و حزب توده را در پرونده خود دارا می باشد اما با گذشت زمان و ایجاد تحولات در تفکرات و مسیر فعالیت هایش ، و نیز مشاهده ستم و تبعیضات لجام گسیخته مرکز پیرامونی اعمال شده از طرف حکومت مرکزی پهلوی که ملل غیر فارس را مورد ستم خود قرار داده بود از تفکرات چپی رفته رفته فاصله گرفته و به فکر نجات آذربایجان از یوغ استعمار دوره ستم شاهی پهلوی افتاد و تفکرات ناسیونالیستی ملی در او رشد کرد.

کودتای انگلیسی با آوردن رضاخان قلدر و بیسواد به قدرت سبب شد که بافت دموکراتیک ایالتی ولایتی زمان حکومت تورک ممالک محروسه قاجار از بین برود. و رضاخان مجری این سیاست ها دست به تقسیمات جغرافیایی و ایجاد استانهای متعدد دیگر با اهداف سیاسی (متمرکز گرایی) و ایجاد حکومت قدرتمند مرکزی بزند.
رضاخان و افراد پشت پرده و روی پرده که تئوری دهنده او بودند با این اعمال از قدرت ایالات از هر نظری کاستند انجمن های ایالتی و ولایتی را که حاصل انقلاب مشروطه بود برچیدند و بدین طریق توانستدن تمامی قیامهای ملل ، اقوام و عشایر را به راحتی سرکوب نمایند.

تا بدینگونه مانعی برای مرکز در راه ایجاد و ساخت پروژه ملت_دولت سازی به نوع و شیوه مدرن آنان که می بایستی یکنواخت، یکدست و دارای یک زبان ، یک بیرق ، یک پرچم ، یک دولت باشد نماند. یعنی یک کشوری را که کثیرالمله بود و به صورت ممالک محروسه اداره میشد از این به بعد میبایستی از این حالت دموکراتیک درآید و به صورت سانترالیسم و به شکل یک ملت یکسان ، یکنواخت، با دولت ، فرهنگ و زبانی واحد درآید. و بسط این تفکرات و اجرای این سیاست ها نیاز با وجود حکومت و ارتش قدرتمند مستقر در مرکز امکان پذیر بود تا بتواند سیاستهای یکسانسازی ملی ، فرهنگی و زبانی، و در یک کلام ملت سازی جعلی را که پشتوانه باستانگرایی هم چاشنی عظمت آن بود بدون نبود مشکل و مانعی به پیش ببرد.

سید جعفر پیشه وری خلخالی در اینگونه شرایطی که به دستور حکومت رضاخانی در زمان بازداشت روزنامه نگاران و شخصیت‌های حزبی سیاسی اعم از چپی و غیر چپی ، بازداشت شده و ۹ سال از عمر خود را در زندانهای مخوف آن دوران گذراند. بعد از آزادی از زندان و پایان یافتن دوران خفگان نیز رفته رفته روی به دیار خود آذربایجان آورد. و توانست با تشکیل فرقه دموکرات که تفکراتی ملی و جداگانه از احزاب چپ آن زمان به همراه داشت و همانند حزب توده و کمونیست تنها معتقد به تفکرات جهان وطنی و ایجاد انقلابات کارگری نبود مساله زبان مادری را برای اولین بار و در آن دوران خفگان به پیش بکشد. او معتقد به اعمال ستم ملی و استعمار آذربایجان از طرف حاکمیت ارتجاعی پهلوی در تهران بود. و بر این اساس و با این فلسفه نیز فرقه را تاسیس کرد و موفق به تشکیل دولت و مجلس ملی شد. او برای اولین بار مساله به رسمیت شناختن و تدریس زبان مادری را در ایران به پیش کشیده و به مدت یک سال در آذربایجان زبان مادری آذربایجانی ها را در مدارس به تدریس رسانید.

اسناد اداری و سجلی ها در دفاتر ثبت احوال به زبان تورکی آذربایجانی صادر گردیده و نوشته شدند. برای اولین بار حق رای به زنان داده شد ، دانشگاه و مراکز فرهنگی تاسیس گردید. خیابانهای زیادی ایجاد و حتی آسفالت شدند. پیشه وری که قبلا با نامزد شدن در انتخابات مجلس چهاردهم و عدم گرفتن اعتبار نامه از ایجاد اصلاحات به طریق پارلمانی ناامید شده بود خود به فکر ایجاد حکومتی ملی و خود مختار افتاد و در این راه نیز موفق شد. اما بدلیل اینکه در یک شرایط زمانی و مکانی نامناسب این اتفاقات تاریخی به وقوع پیوست که همراه با تضادها ، مخالفت ها و بده بستانهای سیاسی در مورد حرکت پیشه وری آن هم بر اساس تقسیم بندیها و منافع سیاسی جهانی بود نتوانست به ثبات ، بقا و موفقیت دایمی دست یابد. که به چرایی آن در قسمت دوم پراخته خواهد شد.

حکومت خود مختار فرقه دموکرات همزمان بود با پایان جنگ جهانی دوم و آغاز شروع جنگ سرد. یعنی تقسیم شدن جهان به دو قدرت و بلوک با عنوان شرق به رهبری اتحاد شوروی و بلوک غرب به رهبری ایلات متحده آمریکا. محمدرضا شاه و حکومت او که عامل امپریالیسم جهانی بود مورد حمایت آمریکا بود و در این راستا تضعیف حکومت مرکزی ایران که یک عامل بازدارنده در برابر ترویج مرام کمونیسم بود بر علیه منافع آمریکا معنی میشد. و آمریکا فرقه دموکرات را حکومت مورد حمایت شوروی تلقی میکرد. و در این مسیر خواهان برچیده شدن حکومت ملی آذربایجان و انحلال فرقه بود.

در راستای سیاست فوق الذکر آمریکا با اعمال فشار به شوروی و تهدید آن کشور به ترک اردوی سرخ خود از خاک آذربایجان که تا قزوین حضور نظامی داشت و مانع پیشروی ارتش و قشون مرکزی به طرف آذربایجان بود. و همچنین رایزنیهای احمد قوام السلطنه با سردمداران شوروی از جمله با وزیر خارجه شوروی و استالین رهبر وقت شوروی در راستای تطمیع کردن آنها و دادن وعده هایی مبنی بر دادن امتیازات نفت شمال بود تا رضایت آنان را مبنی بر عدم هر گونه حمایت و ترک ارتش شوروی از آذربایجان به دست آورد. تا بدینگونه هیچ مانعی برای حرکت کردن قشون تهران در جهت سرکوبی حکومت ملی آذربایجان که خود دولت تهران به نخست وزیری قوام آن را به رسمیت شناخته و توافق نامه‌ای امضا کرده بود نماند.

بعد از خروج ارتش سرخ شوروی از آذربایجان حکومت مرکزی با نام نظارت کردن بر انتخابات مجلس پانزدهم قشون و ارتشش را از تهران روانه آذربایجان ساخت. ولی هدف اصلی در جهت سرکوب کردن حرکت مردمی و آزادیخواهانه پیشه وری و حکومت ملی بود. قشون محمدرضاشاه بعد از رسیدن به زنجان با همکاری مملاکین ، اربابان و برخی از عشایر محلی به سرکوب حکومت خود مختار وقت پرداخته و به طرف تبریز پیشروی کرد. در این نوشته کوتاه قصد بازگویی وقایع اتفاق افتاده تاریخی را به صورت مبسوط ندارم.

بلکه هدفم گرفتن یک نتیجه و تجربه تاریخی از علل شکست حکومت ملی و سرکوب حرکت فرقه دموکرات آذربایجان است. چرا که همواره گذشته و درسهای گرفته شده از آن می‌تواند چراغ راه آیندگان باشد. و آن درس و عبرت تاریخی که می توان از سرگذشت فرقه دموکرات آذربایجان و حکومت ملی گرفت این است که هر حکومتی هر چقدر هم ملی و مردمی باشد اگر که متکی به توان سیاسی و ،نظامی خود نباشد ، دارای ارتش و اردوی منسجم و مسلح بازدارنده نباشد، با بده بستانهای سیاسی سیاسیون ، و قدرتهای جهانی، مورد معامله قرار خواهد گرفت و متحمل شکست، قتل عام و دادن هزینه های گزاف خواهد شد.

پس نتیجه گرفته شده لازمه برای آینده این می باشد که ضامن بقای هر حکومتی علاوه بر وجود حمایت و پشتوانه مردمی ، همراه داشتن یک ارتش مستقل با توان بازدارندگی را می‌طلبد تا به راحتی مورد هجوم دولتهای بیگانه و سرکوب خونین توسط ارتش آنان قرار نگیرد. اگر ما در زمان فرقه دموکرات دارای ارتشی منظم و منسجم بودیم به احتمال قطع یقین با خروج ارتش سرخ شوروی از آذربایجان، هرگز حکومت مرکزی قصد سرکوبی حکومت ملی را به این آسانی ها نمی توانست در مخیله اش بپروراند و یا به راحتی و به آسانی این کار را بتواند به پیش ببرد.

تاریخ
2019.12.18 / 12:11
مولف
سعید مینایی
دیگر خبرلر

رضا پهلوینین سلطان احمده خیانتی

ارمنیلرین "آرشین مال آلان"ی تحریفی - ماگومایئو نه‌لر یازیب

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - بئشینجی بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - دوردونجو بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - اۆچونجو بؤلوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - ایکینجی بولوم

توْکنیسم سیاستی و حکومت کادرلارینا اۆمود - یوروش مهرعلی‌بیلی

پزشکیان علیئوله هانسی دیلده دانیشاجاق؟

تورکلره آتش آچمادیغینا گؤره گوله‌لنه‌ن ۲۰۰ عسگر

پرزیدنت سئچکیلری: رئیسینین یئرینه کیم گله‌جک؟

خبر خطّی
Axar.az'da reklam Bağla
Reklam
Bize yazin Bağla