تورج اتابکی در گفتگوی اخیر خود با تلویزیون B.B.C، به دلایل شعار برخی از سلطنت طلبان در نا آرامی های اخیر پرداخت .اتابکی دلیل این شعار را در روحانیت ستیزی و ایجاد دولت مدرن توسط رضاخان دانست و با شادی زاید الوصفی، نگاه ملت ایران به تعبیر ایشان را نه نگاهی حماقت گونه بلکه دارای پیشینه ذهنی برشمرد .اتابکی در عین حال به قرینه سازی تاریخ بعد از شهریور بیست پرداخت و با طرح این سوال که چرا در وضعیت اقتصادی بد آن دوره مردم شعار « مظفرالدین شاه روحت شاد » سر ندادند؟ به تحلیل وقایع آن دوران پرداخت .
روشن است که اتابکی با آن نگاه خاصی که به تاریخ دارند همیشه و به نوعی به تمجید از رضاخان عادت کرده اند و ترک عادت بموجب مرض است. اولا رخداد های اخیر و شعار رضاخان روحت شاد ،حرف های قاطبه مردم نیست تا بتوان به نتیجه گیری خاص و قاطع از آن رسید . در این نوع نارامی ها هر شعاری به راحتی می تواند دستمایه شعار معترضان باشد اکثر کسانی که چنین تجاربی دارند می دانند حرف ما تا چه حدی صحت قضایا را روشن می کند .در حقیقت علت بزرگ نمایی شبکه های خارجی در ترجیح این شعار را باید در سیاست گذاری این شبکه ها و نیز روشنفکرانی جست که هنوز سعی دارند انقلابی آرام در مملکت اتفاق بیفتد بدون آنکه ملل تحت فشار اسیملاسیون مرکزی مجال بازسازی خواسته های خود را داشته باشند زیرا بیش از همه خود این آقایان معترف هستند که وضع ملت ها و اقوام ایرانی در یک چنین جوی در مرز انفجار قرار دارد .
با این توصیف برای اتابکی بسیار مهم است که روند امور به گونه ای حساب شده و تحت کنترل آنها و رسانههایشان قرار گیرد . نکته ثانی و بعدی تحلیلی این است که اتابکی از شهریور بیست و وقایع آن دوران می کند اگر حافظه ملت ایران آنگونه که ایشان مستمرا از آن نتیجه اتخاذ می کند باشد می بایست مردم ، برای فرزند رضاخان دول متفق را زیر فشار می گذاشتند تا از فشار و غصه غم نان و غلات رهانیده شوند و تداوم گر نظام سلطنتی باشند. اگر چنین بود که نبود، فروغی نیز این قدر درب فلان نخست وزیر یا وزیر را نمی زد که برای شاه جوان حکم وکالت سلطنتی بگیرد .
تابکی نارامی های اهواز، تبریز و برخی شهرها را به کیسه سلطنت خالی می کند تا بتواند بگوید مردم خواهان تداوم نظام شاهنشاهی ایران می باشند و نیز جوابی برای آن دسته بدهد که شورش در ایران را مساوی با وضع سوریه می پندارند و البته اگر آنها هم تعبیر درست داشته باشند باید منطبق با وضع یوگسلاوی ارزیابی می کردند نه سوریه .