انتخابات در ایران گامی بسوی دموکراسی تعبیر می شود اما بدلیل ساختار غیرحزبی و سنتی سیاسی و اجتماعی, در مواقع انتخابات شاهد هستیم که از هر طایفه,صنف,گروه و باندی تعداد زیادی از افراد کاندیدا می شوند که با نگاهی بر رزومه اکثر آنان, شایستگی و توانمندیشان زیر سوال می رود. حال سوال این است که معمولا چه کسانی کاندیدای مجلس می شوند? بدون ورود به مصادیق, چند پاسخ وجود دارد:
۱.بقول فروید و یا آدلر افراد با تکیه بر مکانیسم دفاعی جبران بدنبال تحقق آرزوهای دست نیافتنی خود که تبدیل به عقده شده اند هستند یا افراد نارسیسیتی که با حس خودبرتربینی مفرط, خود را منجی ملت می پندارند. اینان معمولا دایم الکاندیدا هستند. شعار اینها معمولا این است که حقشان خورده شده و اینها بهترین هستند و در همه زمینه ها تخصص دارند. افراد پوچی که شدیدا در توهم بسر می برند.
۲.دسته دوم افرادی هستند که بدنبال تحقق منافع گروهی و باندی خود اصطلاحا متشکل به میدان آمده اند و یا برای کسب جایگاه و موقعیت شخصی یا خانوادگی خود تلاش می کنند. منافع عمومی و مردمی برایشان هیچ اهمیتی ندارد و معمولا بدنبال تحقق منافع سیاسی و اقتصادی اند.
۳.دسته سوم را افرادی تشکیل می دهند که به واسطه اشتغال دولتی و مسئولیت هایی که داشته اند اکنون یا ورشکسته سیاسی شده اند یا برعکس در مسیر صعودی قرار دارند ولی جایگاه فعلی آنها را ارضا نمی کند و گاها منتقدانه به سیستم دولتی نگاه می کنند و به قول مثل ترکی((اولو دوروب اولویویانی یویور)) یعنی این آقایان یا خانمهای مسئول آنقدر دید انتقادی قوی دارند که حتی از مظلومان نیز پیشی می گیرند انگار نه انگار که همین بزرگواران در بوجود آمدن وضع فعلی بیش از دیگران نقش داشته اند. اینان همان افرادی هستند که گویا همواره باید بر مسندی تکیه بزنند و اصطلاحا آنالاری بونلاری رییس دوغوب. افراد قدرت طلب و جاه طلبی که عمدتا فاقد کارایی و شایستگی هستند.
۴.دسته چهارم را نیز معدود دلسوختگان و افراد آگاه و مردمی تشکیل می دهند که چون کمتر از دیگران دروغ می گویند,پول زیادی برای تبلیغات ندارند,تملق و اغراق نمی کنند, دید علمی به موضوعات دارند و سعی در ارائه شعارهای پوپولیستی ندارند معمولا محکوم به شکست هستند. و البته دسته ای از روشنگران و روشنفکران واقعی در جامعه وجود دارند که هیچگاه پا به چنین میادینی نمی گذارند که می توان گفت عقلانیت در تبعید هستند,البته در خصوص این رفتار سیاسی آنها و اینکه کارشان درست است یا نادرست سخن زیاد است که در حوصله این مقال نمی گنجد.
اکنون لازم است نگاهی به گذشته داشته باشیم که بدون سانسور و بدون جهت گیری ببینیم واقعا در طول این ۴۰سال چه کسانی را روانه مجلس کرده ایم و خروجی آنها چه بوده است? همان هایی که تا دیروز کاسه رای جمع کنی در دست داشتند پس از ورود به مجلس چه تغییر رفتاری در آنها ایجاد شد? آیا به شعارهای خود وفادار ماندند? آیا تغییری در محیط زندگی مان ایجاد کردند? آیا سلامت مالی و اخلاقی خود را حفظ نمودند? در خط مردم ماندند یا به جریانهای مختلف سیاسی یا زر و زور پیوستند? همه اینها سوالاتی است که باید از خودمان بپرسیم و آگاهانه با موضوع انتخابات برخورد کنیم.
فراموش نکنیم بیچارگی ملت ناشی از نادانی خود و ظلم دیگران است اگر از نادانی رهایی یابیم قطعا پایه های ظلم سست خواهد شد و اگر بجای اندیشیدن و تعقل عنان کار را به شور و هیجان بسپاریم همچنان محکوم به شنیدن اخبار اختلاس ها و دزدی ها و بی سر و سامانی ها خواهیم بود.