قسمت سوم
سید جعفر پیشه وری بعد از امدن به تبریز فرقه دموکرات آذربایجان را با هدف زدودن تمرکز گرایی موجود، و برچیدن استعمار مرکز پیرامونی(آذربایجان)، تاسیس کرد. پیشه وری معتقد به این بود که حکومت تمرکزگرای رضاخان با نقض قوانین انقلاب مشروطه و برچیدن انجمنهای ایالتی و ولایتی که در قانون اساسی مشروطه گنجانده شده بود ایالات ممالک محروسه قاجار را که به ایران تغییر نام داده بود از جمله ایالت آذربایجان را به نفع مرکز و مرکزیت استعمار میکند. سهم آذربایجان و ایالات را نداده و آنان را در فقر و بدبختی نگه میدارد.
به همین دلیل پیشه وری در ۲۱ آذر سال ۱۳۲۴ شمسی اعلام خود مختاریت میکند و در ایالت آذربایجان مجلس و دولت ملی تشکیل میدهد این مساله و حکومت ملی آذربایجان از سوی حکومت مرکزی نیز به رسمیت شناخته میشود. و بین نخست وزیر احمد قوام و سران فرقه دموکرات عهدنامه و توافق نامهای به امضا میرسد. اما بعد از مذاکرات قوام و سران جماهیر شوروی مبنی بر دادن امتیاز نفت شمال، و نیز عقب کشیدن قشون سرخ شوروی از ایالت آذربایجان، احمد قوام و محمد رضا شاه فرصت را غنیمت شمرده خلف وعده کرده، پیمان شکنی کردند و با نام نظارت بر انتخابات مجلس پانزدهم شورای ملی به سوی آذربایجان لشکر کشیدند.
ارتش مرکزی با شدت خشونتی که اعمال کرد بیش از بیست الی سی هزار آذربایجانی را به قتل رسانده عده زیادی را زندانی و اعدام میکند. هزاران نفر مجبور به ترک وطن و مهاجرت های اجباری میشوند(حدود هفتاد هزار نفر). کتابهای تورکی در روز ۲۶ آذر سال ۱۳۲۵ به آتش کشیده میشوند و این بار نیز حرکت مردمی به پا خواسته بر علیه استبداد و ستم ملی اعمال شده از مرکز و در یک کلام حکومت ملی آذربایجانیان با نام #نجات_آذربایجان با زور سرنیزه و تفنگ دژخیمان پهلوی سرکوب میشود. این سرکوبی و کشتار مردم موجب ایجاد و حاکم شدن خفقان و فضای پلیسی در آذربایجان میشود. باز دوباره نشرکتب و تدریس زبان تورکی قدغن میشود و صدها ظلم و ستم دیگر.....!
اما باز هم خشم سرکوب شده، و در زیر خاکستر مانده جوانان آذربایجان فروکش نمیکند و باز هم مبارزان ملی و ملی گرایان تورک (تورکچولر) برای احقاق حقوق خود دست به مبارزه میزنند. از این مبارزان ملی که برای احقاق حقوق تورکان در زمان محمدرضاپهلوی مبارزه میکردند میتوان به مرحوم #علی_تبریزلی و بولود قاراچورلو(سهند) دکتر ذهتابی و دیگر شخصیت ها اشاره داشت.
مردم آذربایجان و تبریز در سال ۱۳۵۶ استارت اعتراضات و انقلاب به معنای واقعی را بر علیه خاندان پهلوی زدند تا بلکه با انقلاب و تغییر رژیم و ساختار سیاسی سانترالیسم آن به #برابری و #برادری، حقوق اساسی و طبیعی خود دست یابند. و در این راه خونها و شهیدها دادند در بین تمامی سازمانها و گروههای انقلابی مذهبیون توانستند به رهبری ایت الله خمینی به پیروزی و کسب اقتدار سیاسی برسند و شاه از کشور متواری شود. با این تغییر رژیم و انقلاب اسلامی امیدها یک بار دیگر در بین آحاد مردم و همهی اقوام و ملل ساکن در ایران برای زدودن ناعدالتیها، تبعیضها، و ستم ملی، فاصله طبقاتی زنده شد. و همه اقوام و ملل ساکن در ایران اعم از تورک، فارس، عرب، کرد، لر، بلوچ، و... به قانون اساسی و جمهوری اسلامی در همه پرسی سال ۱۳۵۸ رای داده و چیزی در حدود ۹۸ درصد رای دهندگان به آن آری گفتند.
اما گذشت زمان و سالها موجب ایجاد نارضایتیها از برخی مسایل شد. آرمانهای انقلاب، که عدالت اسلامی و برابری یکی از اصلی ترین آنها بود محقق نشده و رفته رفته از آنها فاصله گرفته شد. انقلابی که به نام مستضعفان و مستمندان بود به کام مستبدان و مرفهان تغییر مسیر داده و از ریلش خارج شد. اختلاس و فسادهای اقتصادی، رانت، پولشویی، و عدم احیای عدالت اجتماعی در توزیع ثروت سرانه و گسترش فقر به عینه در جامعه نمود علنی پیدا کرد.
اصل هایی همچون اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی که در زمینه حقوق زبانی و رفع تبیضات از اقوام و ملل بود نوشته شدند اما هرگز اجرایی نشدند.! همگی این اوامر و علل دست به دست هم داد تا موجبات نارضایتی و ایجاد جنبش های اعتراضی ملل غیر فارس را فراهم آورد. سخن اینجانب به مسئولان ذیربط و برادران امنیتی این است که اگر بیش از این در اجرای عدالت در تمامی حوزهها تعلل شود چه بسا که دیگر ملل غیر فارس کشور راضی به اجرای اصلهای معوق مانده و اجرا نشدهای چون اصل ۱۵ و ۱۹ قانون اساسی نشوند و بسیار فراتر از اینها حرکت کرده و مرز مطالباتشان نیز گسترده تر از اینها به پیش برود. این بستگی به سران حاکمیت و دولتها دارد که کدامین انتخاب را پیش روی این ملل بگذارند. در گفتار چهارم و قسمت آخر به نحوه شکل گیری حرکت ملی در جغرافیای آذربایجان پرداخته خواهد شد.