اما دولت بودجه نداد ...
سه کودک بیگناهی که برای آموختن و پاره کردن پرده ی جهل و فقر وآموختن و پروش یافتن، صبح از منزل با پدر ومادر خداحافظی کردند و راهی مدرسه شدند دیگر به خانه برنگشتند.
کودکانی که غیر از رویاهای زیبای کودکانه ی خویش ،آرزوهای والدین خویش را نیز با خود بردند.
این سه فرشته ی کوچک زاهدانی به وصیت نبی مکرم اسلام عمل نمودند «اطلب العلم و علل المهد الی الهد » ...
و تا لحظه ی مرگشان علم آموختنددر راه علم نیز شهید شدند.
تلخترین رخ داد زندگی یک انسان شاید همین باشد که با هزاران مشقت و مشکلات اقتصادی و مالی فرزندت را برای «آموختن» به راهی مدرسه و کلاس و درس کنی و ناباورانه شاهد قربانی شدن آن به دست آتش جهل و کین و نفرت وناعدالتی و بی کفایتی مدیران و سیاست پیشگان بشوی...
این کودکان قربانی یک آتش سوزی معمولی نشدند بلکه سالیان سال هست آتش تبعیض و نگاه نژاد پرستی دامن آموزش وپرورش این کشور را گرفته است و شعله های آتش زبانه می کشد.
زمانیکه مهمترین کار وخط قرمزهای وزیر آموزش وپرورش کشور «بطحایی» استخدام معلمان بدون لهجه باشد و فقط یادگیری و آموزش و تحصیل به «زبان فارسی» ملاک عمل قرار گیرد طبیعی هست که مدارس گویشوران با لهجه و غیر فارس در اولویت عمرانی و آبادانی هم قرار نگیرد.
آیا حوادثی چون حادثه ی اخیر «آتش سوزی در مدارس» در مناطقی چون سمنان ،اصفهان ،تهران ،کرج ،یزد و کرمان و قم و کاشان و... نیز رخ مینماید؟
یا فقط ما شاهد این فجایع در مناطق حاشیه نشین کشور هستیم؟
حادثه ی تلخ و جانسوز مدرسه ی روستای شین آباد آزربایجان غربی هنوز از ذهنها پاک نشده است.
شاید از نگاه وزیر محترم آموزش وپرورش جناب بطهایی کسی که نتواند به لهجه ی سلیس سخن گوید نه تنها حق معلم شدن ندارد بلکه حق زیستن هم ندارد؟
مناطق غیر فارس از نگاه وزیرانی چون بطهایی اهمیت چندانی ندارد واگر خیرین مدرسه ساز استان های آزربایجان شرقی و اردبیل نبودند ما شاهد قربانی شدن عزیزانمان در این استانها نیز بودیم ...
آتش نژاد «پرستی و پان فارسیستی» سالهاست که بر جان و تن این سرزمین افتاده است و متاسفانه بخش اعظمی از مدیران و مسئولان کشوری هر روز بر این آتش میدمند.و تا زمانیکه مدیران نژاد پرست از مراکز تصمیم گیری و بدنه دولت پاکسازی نشوند ما شاهد این فجایع خواهیم بود...
در استان های غیرفارس نشین این کشور تنها مدارس «قربانی» نمیگیرد بلکه نبود امکانات بهداشتی و درمانی و پزشکی روزانه باعث مرگ هموطنان عزیز غیر فارس این کشور میگردد .نبود سرمایه گذاری های اقتصادی ،بیکاری ، نبود جاده های استاندارد ،اعتیاد،مهاجرت ،طلاق و حتی نبود ابتدایی ترین امکاناتی چون آب آشامیدنی و هوا نیز مردمان این منطقه را با مرگ نابهنگام و تدریجی مواجه میسازد.
تا زمانیکه نگاه نژاد پرستانه و مرکزگرایانه در این کشور حاکم هست ما همچنان شاهد حوادث تلخ اینچنینی خواهیم بود و هر روز یکی از ما قربانی این تفکرات متعفن نژاد پرستانه ی کثیف اغلب سیاست مداران و مرکز نشینان خواهیم بود و تا زمانیکه مدیران پایتخت نشین و مرکز نشینان بر استان های حاشیه نشین تصمیم گیری کنند نتیجه غیر از این نخواهد بود و توقعی غیر از این نمیتوان داشت.خروجی تصمیمات مدیرانی چون «بطحایی» و «یونسی» همین خواهد بود ولاغیر...
این فجایع میوهای درخت «ایرانشهر ی» هست و از این درخت جادوی «پان ایرانیست ها» ما جنایتها خواهیم چید باید به انتظار نشست و مشاهده کرد...
به جرات میشود گفت چنانچه یکی از این اتفاقات در یکی از کشورهای درجه چند دنیا رخ میداد از رئیس آموزش وپرورش شهر و استان گرفته تا وزیر و رئیس جمهور کشور را تا مرحله ی استعفا و عزل می کشاند...
متاسفانه حب قدرت وجدان مدیران این کشور را نابود ساخته است و نمایندگان مجلس کشور نیز در خواب گران و تخیلات سیر میکنند .
خداوند به والدین این سه فرشته ی کوچک صبر عطا کند و یقین دارم خداوند به این سه کودک رحمت خواهد فرستاد.
ودر آخر لعنت خداوند بر مدیران مسئولین نالایق و بانیان این امر که خانواده هایی را عزادار کردند وعزیزانی را از ما گرفتند مطمئن باشیم که آه و اشک پدران و ناله های مادران این کودکان دامنگیر مسولین خواهد بود