از زبان حال تا زبان قال ـ جواد رفیعی (آنا وارلیق، شماره 6، زمستان 1396) ترس وی [پورجوادی] زمانی افزون تر می شود که جمعیّت ترکان ایران را قابل توجّه می بیند و برداشته شدن ممنوعیّت از روی این زبان و رسمیّت یافتن آن را مشکلی برای زبان فارسی می داند و با هراس می آورد:
« فرض کنیم آرزوی کسانی که می خواهند زبان های محلّی در محل رسمی شود، روزی محقّق گردد. در آن صورت چه وضعی برای ما پیش خواهدآمد؟ معلّمان و دبیران و سپس استادان دانشگاه ها ... در آذربایجان در شهرهای تبریز، ارومیّه، اردبیل، مرند، زنجان، مراغه، خوی، همه به زبان ترکی تدریس خواهندکرد. حتّی در شهرهایی چون تهران، اراک، همدان، و در خراسان با یک میلیون جمعیّت ترک زبان در بجنورد و شیروان و قوچان و درگز و کلات و اسفراین ترکی جای فارسی را خواهدگرفت. »
این ترس باعث گردیده تا دکتر پورجوادی به هر حربه ای متوسّل شده و جملاتی سرهم بندی نماید و شعارهای تکراری دهد تا شاید مسئولین را وادار نماید اجازۀ فعالیت به دوستداران زبان ترکی داده نشود و چون حرف منطقی برای گفتن ندارد، گاهی استقلال سیاسی و وحدت و تمامیّت ارضی کشور را بهانه قرار می دهد و زمانی دیگر به تکرار شعارهای همیشگی می پردازد:
«ترک زبانان ایران زبان فارسی را از خود می دانند. افتخارات زبان فارسی متعلّق به همۀ کسانی است که در پروردن این زبان سهیم بوده اند و هم اکنون بدان تکلّم می کنند . ترک زبانان ایران خود سهم بزرگی در تکوین و پرورش این زبان داشته اند. این زبان، زبان نیاکان ایشان بوده و هم اکنون هم زبان دینی و ملّی ایشان است».
البتّه چون قصد ایشان بافندگی و شعار دادن بوده، خود را ملزم ندانسته اند تا توضیح دهند چه زمانی زبان فارسی زبان نیاکان ترکان بوده و در حالی که زبان دینی ملل مسلمان و خود فارس زبان ها عربی است، چگونه و از چه زمانی زبان فارسی زبان دینی ملّت ترک گردیده است؟