اهالی گنبد استقبال خوبی از تیم اورمیه داشتند و حتی در لحظاتی از بازی هم تیم اورمیه را تشویق کردند که این امر با توجه به تعصب گنبدیها به تیم والیبال شهرشان بسیار ستودنی بود.
آنها علت این استقبال خود را کمک و همراهی آذربایجان با سیل زدگان گلستان عنوان کرده و آن را در بنری نوشته و در سالن مسابقه نصب کردند.
این کار درخور توجه است و کاری که ترکها در سیل امسال گلستان انجام دادند تنها کمک به سیلزدگان نبود بلکه زدودن تلخ کامی ترکمنها از مردم آذربایجان بود.
در طول سیصد سالی که ترکمنها تحت سیطره دولت شیعی صفوی برخاسته از آذربایجان قرار گرفته بودند ارتباط آنها با شهرهای سنی مذهب ترکستان مانند بخارا و خیوه کاهش یافت و چون ترکستان مرکز فرهنگی و تمدنی آنها بود این کاهش ارتباط باعث عقبماندگی آنها در عرصه علم آموزی شد و این خاطره تاریخی تصویر خوبی از آذربایجان در ذهن ترکمنها نداشت.
علاوه بر این ذهنیت تاریخی،دو گروه از ترکهای آذربایجان در تاریخ معاصر در کنار سرکوبگران مرکزی ترکمنها قرار گرفتند که این هم باعث تیرگی تصویر آذربایجان در آنجا بود.
سالهای سخت رضاشاهی منجر به سرکوب وحشیانه ترکمنها در دوازده آبان ۱۳۰۴ شد.
در آن سالها نزدیکی جعفربایها به استرآباد و سواحل شرقی خزر باعث شده بود تا آنها بوسیله کشتیهای تجاری با بندرانزلی و باکو دادوستد کنند و این مهم در دروه رضاشاه از بین رفت.
در آن سالها ترکهای فارسگرایی مانند کسروی،تقیزاده،رضازاده شفق که رویای یک ملت،یک دولت رضاشاهی را باور کرده و به ایرانگرایانی،کاتولیکتر از پاپ تبدیل شده بودند مانند دهلزنان اعصار قدیم پیشاپیش قشون به تقویت روحی نظامیها مشغول بودند و رضاشاه با استفاده از بستری که همان روزنامهها و روشنفکران ستایشگر او بوجود آورده بودند توانست همه اقوام را سرکوب کند. بار دیگر در سال ۱۳۵۸ زمانی که پاسداران انقلاب رودرروی جنبش ملی خلق ترکمن قرار گرفتند مذهبیهای آذربایجان به دلیل تعلقات امتگرایانه خودشان در کنار دولت مرکزی قرار گرفتند و پاسدارانی از آذربایجان (خصوصا شهر سراب) مانند مهمانان ناخوانده عرصه را بر صاحبخانه تنگ کردند.
چوب حراجی که فارسگرایان و مذهبگرایان آذربایجان به آبروی این خطه زده بودند با تلاشهای جوانان امروز بازپس گرفته میشود که همدلی امروزی ترکمنها یکی از نشانههای آن است و ای کاش این مهم با سایر ملتهای غیرحاکم ایران نیز صورت پذیرد.