عاقل به کنار دجله تا پل می جست
دیوانه پا برهنه از اب گذشت!
در جلسه روز چهارشنبه(اورمو یازارلار بیر لیگی)هم به دوستان و فعالین مدنی
عرض کردم ما یک اصولی داریم ، در هر شرایط ما فعالیت مدنی را بر گزیده ایم
و راه نجات ملت خودمان را در صندوق
رای جستجو می کنیم ، اگر کسی به این
راه اعتقاد دارد ، جمع ما از ان فرد استقبال می نماید .
افراطی ها ، رادیکال ها ، جنگ طلب ها ، خشونت طلبان چه عضو عالی دولت باشند و چه هویت طلب و چه مبارز ملی و چه چپ و چه راست ، جایی در بین و میان ما ندارند .
ما بر ان شدیم که از همه گروهها و از تمام ملل ممالک محروسه ایران و از میان حکومتگران و حتا دولتی ها به دنبال
عاقلان باشیم ، عقلای ملت را جمع بکنیم و حداقل در شهر اورمیه استان پر افتخار
اذربایجان غربی ، به معماری جامعه خود بپردازیم
در این راه نه از هارت وپورت پان ایرانیست ها و نه از هارت وپورت ایرانشهری ها نه از دزدان سرگردنه دولت و دولتها و نه از مرکزگرایان ،
پیرامون کش و نه از سد های ایجاد شده
برای جلوگیری از پرداخت مطالبات ملل
ممالک محروسه ترسی نداریم
ادم عاقل در هیچ شرایطی،ترسناک نخواهد بود ، چه فعال مدنی باشد و چه
فرمانده سپاه و چه فرماندار شهر و یا استاندار ، انچه باعث ترس و وحشت است ادمکش های اجتماعی هستند ،
یارو در پشت دوربین صدا و سیمای یک مملکت دهانش را باز می کند و فرزندان
این ملت را به زجرکش کردن نیروهای طرف مقابل تحریک می کند
این پف کرده های مثل یوز پلنگ ، چه تروریست پ.ک.ک باشد و چه پژاک و چه مرد لباس دین پوشیده تلویزیون جمهوری اسلامی ، خشونت طلبان ، رادیکال ها ، تند رو ها به عنوان لبه های قیچی کشتار ، یک عملکرد دارند و نه کمتر و نه بیشتر
هم چنان که از تهدید این دیوانه ها و رادیکال ها و تند رو های دولتی ترسی نداریم ، از تهدید و اتهام زنی نیرو های
تند رو خودمان نیز هیچ ترس و واهمه ای
نداریم ، صریح می گویم من خودم سی سال تمام در همین شهر اورمیه مامور دادگستری بودم ، الان اتهام مامور دولت خوردن به چه می ارزد من سالها رئیس دادگاه بودم و در مطالبات ملی ، ملت اذربایجان قلم زده ام و حداقل دین خودم را به روش خودم به ملت خودم
پرداخت کرده ام و الان نیز خودم را بدهکار ملت می دانم ، ما راه مدنی را برگزیدیم ، من دربه در دنبال نیرو های عاقل شهر هستم ، ما از طریق این عقلای ملت راه رهایی را ، رفاه و حقوق قانونی خود را به دست می اوریم
همواره به تند روها گفته ام ، چه انها که مامور دولت بوده اند و چه انها که جزو ملت ، تند روی و خشونت طلبی ، خود انها را هم از بین می برد اسلامی را همه به یاد دارند ، مخالفان را با سیم خفه میکرد و انها را به خاطر جمهوری اسلامی
می کشت و بعد خود جمهوری اسلامی او را زندان کرد ! چرا ؟
چون تند رو بود ، خشونت طلب بود ، اگر عقل داشت می توانست تا پنجاه سال هم به جمهوری اسلامی خدمت بکند
من در کلاس هایی شرکت داشتم که اقای مرتضوی هم در انجا بود ، مدیر کل استان به نظرم کرمان بود ، گفت اقای نظری این مرتضوی خیلی پر کار است خیلی فعالیت دارد در عرض چند سال به دادستانی تهران رسید
برای من مثل روز روشن است ، که ایشان
نه خانم کاظمی را می شناخت و نه می خواست به او ضربه ای کشنده بزند ، اخر
خبرنگاری که از جلو زندان اوین عکس می گیرد ، چه خطری می تواند داشته باشد
اما چون افراطی و تند رو بود ، می خواست یک لگدی به شکم وی بزند تا نشان انقلابیگری و ی باشد ، دست بر قضا لگد به جای حساس وی می خورد و ان قضایای بعدی که خود رژیم می ماند
دست انقلابی خود و بعد همان انقلابی را خود جمهوری اسلامی محاکمه می کند!
ما نیاز مند افراد عاقل و میانه رو هستیم ، من در طول سی سال ، هرگز حکم شدید و افراطی صادر نکرده ام در طول سی سال حتا یک بار هم ، مورد بازخواست قرار نگرفتم ولی به ادله ای چند یک بار یک حکم شدید و تند داده ام
که فقط سه بار برای ان پرونده بازرس از تهران امد دو بار در تهران مورد پرسش قرار گرفتم
بابا اینجوری نیست که اگر مامور محلی بیشتر بکشد و به اصطلاح مهمان صدا و سیما زجرکش بکند ، حتما حکومت مرکزی مثلا بیشتر خوشش می اید
من روزی به تهران رفتم ، حاج اقا علیزاده تا مرا دید ، امد پیش من و گفت
می خواهم دستت را ببوسم .
گفتم حاج اقا استغفروالله ، این چه حرفیه
گفت : انهاکه در شرایط تو بودند ، منظور انقلابی بودند وبه شهرستان ها رفتند ، اتش به پا کردند
اما تو یک ماجرایی که ما را در مخمصه قرار دهد ، انجام ندادی ، به زور دست مرا گرفت و بوسید
اینجوری نیست ، هر کس بیشتر بکشد ، مقام می گیرد ، این تفکر و خیال از نفهمی و بی شعوری و بی عقلی تند رو ها و خشونت طلب ها ناشی می شود اتفاقا مرکزیت دنبال خوردن حقوق ملل
پیرامون است.