توصیه های رهبر انقلاب در جلسه ی درس خارج خطاب به داوطلبان نمایندگی مجلس در اولین روز ثبت نام دوره ی یازدهم ، مبنی بر اینکه « اگر توان مدیریتی ندارید ، مسوولیت نپذیرید » مساله ی بسیار مهمی است که بخش های مدیریتی جامعه سال های آزگاری است مبتلا به مصادیق آن است و بی هیچ تردیدی دامان برخی مقامات بالاتر را هم دربر می گیرد !
اگر مفاسدی که در این سال های حاکمیتی نظام جمهوری اسلامی اندام های مدیریتی را در ابعاد مختلف فرا گرفته و مانند غده سرطانی مدام در حال ریشه دوانیدن در پیکره ی آن است مورد بررسی قرار بگیرد ، به روشنی معلوم خواهد شد که نقش همین جنس مسوولان که نه تنها توان مدیریتی آنان بر زیر مجموعه های خود مورد تردید است بلکه در مواردی خود عمداً یا سهواً موجب بروز مفاسد و تعدی بر حقوق مردم می شوند .
این در حالی است که بسیاری از این مدیران و مسوولان ظاهرالصلاح که رد پای آنان در تمام سطوح مدیریتی قابل رد گیری است و کوس رسوایی خود و به واسطه ی آنان اقرباء سببی و نسبی اشان به سبب دست درازی های بی رحمانه بر بیت المال حتی از خود رسانه های حکومتی هم افشاء شده است ، گستاخانه خودرا ولایی و انقلابی وانمود کرده و چه بسی داغ مهر نماز بر پیشانی خود نقش کرده اند !
مگر موارد فساد در ادوار مجلس که برخی داوطلبانش برای دست یابی به کرسی های آن چندین برابر حقوق قانونی یک دوره هزینه می کنند غیر قابل کتمان است ؟ مگررد پای برخی مدیران ارشد و اعوان آن ها در بروز مفاسد و دزدی و اختلاس های نجومی کمرشکن در وزارت خانه ها دیده نمی شود ؟!
مگر در تصرف غیر قانونی اراضی ملی و کارچاق کنی مفاسد گسترده و ویژه خواری های کلان نام اخوان سران قوا هویدا نیست ؟! مگر عملکرد برخی مدیران انتصابی مراکز و بنیادها و موسسات غیر قابل نظارت قابل اغماض است ؟! مگرحضور برخی افراد در مسند مسوولیت های مهم دولتی و حکومتی که آقازاده ها وآقادامادهاو دختر خانم هایشان درکشورهای ملقب به متخاصم و دشمن ، نمی تواند مصداق دهن کجی و بی مبالاتی در اداره ی مملکت باشد ؟!
و مگرمسوولان بلند پایه ی نظام در قبال وضعیت ناهنجار و مفسده بار مدیریتی مملکت و چسبیده های خود در پشت خط قرمز بی خبرند ؟!
معذالک برای نجات ملت و مملکت از بحران های موجود باید ریشه ها را مورد هدف قرار داد چرا که با چیدن شاخه ها دوباره چندی نو رسته بر جای آن خواهد رست و این مهم مستلزم همت جدی والبته بهره گیری تمام از اراده انقلابی و ظرفیت فصل الخطاب رهبری است که برابر قانون اساسی برامور جامعه اسلامی فراتر از تمام ارکان حکومتی اشرافیت دارد و ازآن مسند و مسوولیت تحقق فرامین حضرت امیرالمومنین بر مالک اشتر به غایت ممکن تر می باشد ، و بدون آن مقابله با اژدهای هزارسر فساد لجام گسیخته شدنی نیست .
از امیرالمونین نقل است :« اگر در دوردست ترین قلمرو خلافت من گرکی گوسفند چوپانی را بدرد من مسوولم » .
... اگر من جای او بودم
و رامم بود چون او توسن گردون
و دیوان و عسس ، داروغه و شیخ و محاسب
زیر فرمانم
والطاف اهورایی چو او ارزانی جانم
و سردار و سپهسالار و لشکر یا علی گو جملگی برمن،
خدا داند چه غوغا و شرر بر جور می کردم ...