اگر شما جزء آندسته از علاقهمندان سریال تاریخی اَرطوغرول سلجوقی که از شبکه تلویزیون دولتی TRT تورکیه پخش میشد باشید؛ با شخصیت "بامسی" که یکی از فرماندهان اَرطوغرول بود آشنا هستید.
با اینکه بامسی از نظر نیروی رزمی، قدرت بدنی، تهور خاص در استفاده از سلاح و از نیروهای تاثیرگذار سپاه اَرطوغرول بود؛ اما نقطه ضعف بسیار اساسی داشت که سبب بروز مسائل بغرنجی در سپاه اَرطوغرول میگشت.
نقطه ضعف وی اخذ تصمیمات شتابزده و هیجانی بود که در برخی موارد بخش اعظم زمان و انرژی اَرطوغرول و سایر یارانش را به هدر می داد.
اشتباهات تاکتیکی بامسی ضرباتی کاری بر عملکردها و استراتژیهای اَرطوغرول میزد بطوریکه تا زمان اصلاح آن خطاها دشمنان اهداف خبیثانه خود را به بهترین نحو اجراء میکردند.
اتفاقات هفته آخر آبانماه 1398 بامسیهای حرکت ملی آذربایجان را نیز فعال کرد. چند ساعتی از این اعتراضات نگذشته بود که بامسیها شروع کردند به نوشتن و صحبت از لزوم پیوستن مردم و فعالان حرکت ملی به صف معترضان و رهبری این جریانات.
البته فی نفسه حق اعتراض محترم است ولی نه با تفکرات بامسیها.
حرکتی که آغاز شده بود دارای ابهامات زیادی بود و جریانات زیادی آنرا هدایت میکردند که برخی از آنها دشمنان ملت تورک و آذربایجان هستند.
اعتراض به افزایش قیمت بنزین و نگرانی از تداوم گرانی و افزایش قیمتها دغدغه همه مردم ایران بوده و هست و قطعا مردم آذربایجان نیز به آن واکنش نشان میدادند.
صحبت از حول حلیم و دیگ است.
بامسیها با چه استدلالی مردم را به خیابانها دعوت میکردند در حالیکه هیچ برنامه ای نداشتند و مسئولیتی حس نمیکردند!!؟؟
قطعا این یاران، به جنسِ اعتراضِ آذربایجان واقف بودند و از شعارهای ملی آن اطلاع داشتند که همین جنسِ شعارشان باعث سانسورشان در رسانههای اینسو و آنسو میشود و کاشتههای سکوتِ معنادارِ چندساله آذربایجان را به خطر میاندازد.
من معتقد هستم که به جای فرصتسازی و فرصتبازی باید فرصتطلب شویم. نیروهای جوان و مدنی تورک را در معرض ماجراجویی قرار دادیم و نامی از کشتهها و بازداشتیهایمان که کم از بقیه ندارند برده نمیشود و در عصر رسانه ما گم میشویم در هیاهوی سلطنتطلبان و مجاهدخلقیها و بامسیها بازهم به جای تدبر و تعقل هیجان تزریق میکنند.