زبان یک چیز غیرمنعطف نیست بلکه نام زبان در حوزه مقوله بندی است که هرچند طبیعی است ولی مقداری از انتزاع با خود به همراه دارد.
تمی توان گفت اکثر زبان ها برای خود گویش ها و لهجه های متنوعی دارند. حتی می توان گفت هر نوع تقسیم بندی جغرافیایی برای جغرافیای کلی یک زبان، مشخص کننده انواع متفاوتی از لهجه یا گویش است. معلوم نیست با کدام منطق زبانشناسی گویش های مختلف یک زبان را می توان زبان مستقلی نامید.
به مقوله پرندگان یا میوه دقت کنید. ما چیز خاص به عنوان میوه یا پرنده نداریم بلکه میوه های مختلف مانند موز، کیوی و... داریم. تنها و صرفا موز نمی تواند میوه باشد بلکه موز یک نوع میوه است مانند میوه های دیگر. ما همه موزها، کیوی ها، سیب ها و... را در مقوله انتزاعی میوه جایگذاری می کنیم. زبان نیز مانند میوه است. همانطور که یک مقوله برای انواع مختلف مصداق هایش به نام میوه داریم یک زبان به نام تورکی برای انواع مختلف مصداقهایش داریم.
ثانیا اینکه خود مردمان تورک نیز زبان خود را تورکی می نامند و این دلیل محکمی در زبانشناسی به حساب می آید. برای مثال فهم متقابل یک آلمانی زبان با هلندی زبان از فهم متقابل بعضی از گویش های زبان چینی بیشتر است ولی چون آن دو گویش زبان خود را چینی می دانند پس ذیل زبان چینی طبقه بندی می شود.
اینکه برای گویش های مختلف حالت نوشتاری مخصوصی بوجود آمده است دلیل بر این نمی شود که ما با زبان های مختلفی سروکار داریم. نام زبان یکی است و می تواند متعلق به هرگویشی باشد. به طور خلاصه اگر کسی از نام زبانمان پرسید همان تورکی است ولی اگر از گویشمان پرسید مسئله دیگری است.