ناقوس انتخابات مجلس و تجربهی یک پیچ تاریخی سرنوشت ساز دیگر، برای ملت ایران به صدا درآمده است. برخلاف ظاهر مشوش و درهمریختهی نیروهای درگیر برای کسب کرسی های «مجلس شورای اسلامی»، در سطح زیرین و پنهانی کشمکش ها، دو گفتمان عمده که پژواکش تا به مشروطه پیداست، در حال برآمدناند.
گفتمانی که ایران را به مثابه یک موجودیت سیاسی مرکب از تک تک شهروندان با تنوعات گوناگون می فهمد که در راستای پاسداشت و احقاق حقوق این تنوعات رو به سوی قدرت دارد و گفتمانی که ایران را به مثابه یک موجودیت تاریخی منجمد شده در عهد یک قوم روایت می کند که قرار است با مشارکت در قدرت _این بار از خلال قوه مقننه، هر عنصر ناهمخوان با آن «قوم تاریخی» را با پتک قانون و بنام «منافع ملی» از میدان سیاست بدر کند.
بدین ترتیب علاوه بر نظارت استصوابی شورای نگهبان قانون اساسی در ساحت دولت، شاهد برپایی نظارتی دیگر در ساحت جامعه مدنی و سطح احزاب سیاسی هستیم که قرار است به نام منافع ملی، و اتفاقا در جهت سرکوب ملت، به نوعی از دیگری_هراسی با عنوان #قومی بزند!
این اولین نشانهی تغییر مسیر انتخاباتی اصلاح طلبان به سوی فاشیست ها است که پروژهاش با یک بیانیهی ۵ مادهای کلید زده شد. بیانیهای که با نفوذ آذریها و وطنیولیها در سطح سیاستگذاری حزب اتحاد، خبر از شکل گیری یک جهتگیری ملیگرایی_قومی لخت و عریان در این حزب می داد. مقاومت ها جواب نداد و اصلاح طلبان تبریزنشین به بهانهی #نظرات_شخصی به عنوان سربازان تهران انجام وظیفه نمودند.
آنها پیام اومبرتو اکو را در فاشیسم ابدی در نیافتند که «باید هشیار بمانیم ... فاشیسم ناب هنوز ... در ظاهر کارگزارانی با لباس شخصی دور و بر ماست … چه آسان می نمود اگر کسی بی پرده جایی در جهان می گفت ” می خواهم آشوویتز را دوباره راه بیاندازم، می خواهم باردیگر پیراهن سیاه ها در میدان های ایتالیا رژه بروند.” اما زندگی به این ساده گی نیست. فاشیسم ناب می تواند از زیر معصوم ترین پوشش ها یک باره ظاهر شود. وظیفه ما افشا گری هر مورد بروز آن است؛ هر روز و در هر کجای دنیا.»
از صدقه سری حرفگوش کنی این سربازان وظیفه شناس، تعدد و تکثر عناصر فاشیستی در احزاب مختلف جناح اصلاح طلب آنچنان فزونی گرفته است که از شدت ناامیدی، دیگر تیرهای جسته از کمان فاشیستی آنها به چشم دموکراسی، از روزنامه اطلاعات حجت الاسلام دعایی تا بازنشر نفرت پراکنی ع.ششگلانی از تریبون مصطفی تاج زاده کسی را برنمی انگیزاند.
در اخیر ترین اقدام انتخاباتی حزب اتحاد، این حزب «جمع بندی مقدماتی مباحث مربوط به رویکرد حزب اتحاد ملت ایران اسلامی در انتخابات مجلس یازدهم توسط اعضای دفتر سیاسی» را به توسط دبیر کل خود رسانه ای کرد. در بند مربوط به معیارهای اصلی انتخاب نامزدها، علاوه بر سه اصل تکراری عوامفریبانه، اصلی جدید بر مبنای همان چرخش فاشیستی مصرح شده است که کوشیده است در زر ورق منافع ملی و دافعهی پوپولیستی منافع جناحی، حزبی و شخصی، مطالبات هویت طلبانه را ذیل #منافع_قومی صورتبندی و بر تداوم تفوق همه جانبهی یک قوم بر دیگر اقوام ایرانی رسمیت بخشد. نوعی جهتگیری قوممدارانه که پیش از این نیز به شکل و شمایلی دیگر از طرف مصطفی تاج زاده تصریح شده بود.
انتخابات #دوم_اسفند با وجود القای ناامیدی از طرف لشگر پنهان فاشیست ها، صحنه رویارویی پیچیده این دو گفتمان برای راهیابی به کرسی های قوه مقننه خواهد بود. فاشیست ها که نیک می دانند با وجود نیم قرن استبداد چکمهمحور، جایگاهی در جمهور ندارند، دست به دامان سرمایه ای شده اند که از دل مقاومت اجتماعی بیش از سه دههی جمهور، امروز در اختیار تعدادی شیفتهی قدرت به هر قیمت قرار گرفته است. فاشیسم محصول ناامیدی جمهور از تغییر و واگذاری میدان سیاستورزی به چکمهها است.
شایسته است خطاب به اصلاح طلبان آذربایجان شفاف و بی پرده بگوییم: اگر برای رسیدن به کرسی های سبز به هر قیمتی برنامه ریزی کرده اید و برای رفتن به لیست انتخاباتی حاضر هستید زیر هر برگهای را امضا کنید، نه بر شما حرفی است و نه از این نظر بر ما حرجی! تکلیف با شما مشخص است.
اما اگر داعیه اصلاح در روندهای کلان کشور و امور ملت را دارید و با علم به نابرابری ها و تبعیض های سیستماتیک در کشور از نظر اقتصادی، فرهنگی و سیاسی؛ بر علیه دیار ثقةالاسلام ها، ستارخان ها و باکری ها با فاشیست ها همدست شوید، پاسخگوی آذربایجان و تبریز پیر خواهید بود.
برای دیدن متن کامل منابع مورد ارجاع، روی لینک های داده شده با رنگ آبی در متن کلیک کنید. انتشار یادداشت به صورت رونوشت باعث از دست رفتن لینک ها خواهد شد.