میشیل فوکو فیلسوف مشهور فرانسوی تقریبا در تمام مباحث خود بر این نکته اشاره دارد که تقریبا هر چیز در تمدن مدرن غرب بر پایه قدرت شکل گرفته است حتی از نظر او علوم جدید نیز بر این پایه است.
او در کتاب مراقبت و تنبیه و تولد زندانها این مسئله را اثبات میکند که حتی علومی چون روانشناسی به جای شکنجه های خیابانی که در دو قرن پیش در انگلیس و فرانسه رایج بود شکل گرفته تا مخالفان حکومت دیوانه یا وارد زندانها شوند ودیگر بجای گیوتین و پاره کردن ها در انظار عمومی،یا قطع کردن عضوی از بدن ها مقابل چشمان مردم و پادشاه اینگونه تنبیه شوند ،اگر با این رویکرد به مسئله جامعه بین الملل ودر راس آن ایالات متحده آمریکا و سازمان ملل نگاه کنیم این ساختار هم چنین است.
قوی ترین نهاد سازمان ملل، شورای امنیت است که چند عضو دائمی دارد این اعضا دائمی بر اساس پیروزی در جنگ جهانی دوم شکل یافته است نه بر اساس انتخابات دموکراتیک.حق وتوی یکی از اعضا بن بست این ساختار را نیز بیشتر کرده است.بحرانهای پیشروی بشریت از جمله جنگ داخلی سوریه نیز با این ساختار تداوم یافته و تشدید شده است.هر پیش نویس قطعنامه از هر جبهه ای که باشد به نابه دلایل تضاد منافع هر دو بلوک شرق و غرب با شکست مواجه می شود.و دود این به چشم میلیونها مردمان بی دفاع خصوصا خاورمیانه می رود.آمریکا از طرفی از یک رژیم اپارتایدی چون اسرائیل حمایت میکند که هر ماه سرزمین ملی خود را چند برابر می کند و تمام قطعنامه های شورای امنیت و سازمان ملل را دائم نقض میکند و مکانیسمی نیز وجود ندارد که این مسئله را حل کند.شورای امنیت نتوانسته دولت مستقل فلسطینی را در جامعه بین الملل حل و فصل کند.
فلسطینی ها مجبورند دین و هویت خود را یا عوض کنند و یا در غیر اینصورت با گلوله های اسرائیلی مواجه می شوند ، نوام چامسکی آمریکا را با این کارها و رفتارها بزرگترین دولت تروریستی جهان معرفی میکند .از طرفی مسئله قره باغ نیز چنین است.۲۰ درصد خاک قانونی جمهوری آذربایجان توسط ارمنستان اشغال شده است و قطعنامه های سازمان ملل نیز در این مورد ضمانت اجرایی ندارد میلیونها آواره و هزاران کشته همچنان ادامه دارد.از طرفی هم روسیه و چین از رژیم های دیکتاتوری حمایت میکنند تا از نفوذ آمریکا خصوصا غرب در منطقه جلوگیری کنند کنند.به همین خاطر این تمدن لیبرال دموکراسی به نابه هزاران دلیل شکست خوده است .فسادهای شرکت های هولدینگ چند ملیتی از طرفی دیگر بحرانهای بیکاری ،تخریب محیط زیست ،آلودگی هوا و نقض آشکار حقوق بشر را به خاطر افزایش ارزش افزوده در دستور خود قرار داده اند.
خروج آمریکا از برجام و وارد شدن در کمپین فشار حداکثری نه فقط بر جمهوری اسلامی فشار نیاورده که هیچ بیشتر مردم ایران در دچار مشکل معیشتی کرده است.جنگهای مذهبی و قومیتی طی ۳۰ سال گذشته در منطقه افزایش یافته و از طرفی اسرائیل بدنبال ایجاد یک متحد استراتژیک منطقه ای به نام کردستان است.در حالیکه کنفدراسیون جوامع کردستان و پ ک ک ایدئولوژی خود را بر پایه مارکسیزم تعریف کرده اند ولی عملا سگ امپریالیسم جهانی علیه اقوام و ملل منطقه شده اند.روزی نیست که در ترکیه،ایران،عراق و سوریه این گروهها جان مردمان بی دفاع را نگیرند .با این وضعیت رسانه های امپریالیسم جهانی برای مردمان بی سواد منطقه رویای آمریکای و دموکراسی را میدهند ولی عملا از گروه های مرتجع و تروریستی حمایت میکنند ،حمایت از سازمان مجاهدین خلق و شاهزاده رضا پهلوی مصداق بارز چنین مسئله ای است.به همین خاطر بنظرم دنیای کنونی با ساختار سرمایه داری بزرگترین عامل نقض حقوق بشر در جهان است .افرادی که وابسته به نهاد های امنیتی آنها نیستند نمیتوانند رشد کنند بشریت امروز از خود بیگانه شده است.حقوق زبانی نقض می شود و انگ تجزیه طلبی میخورند و حتی زندانیان آنها هم خبری نمی شود جوامع خاورمیانه خصوصا در این شرایط به قول کورن هاوزر و هانا ارنت اتمیزه و توده ای شده اند ،زمان آن رسیده است که دیگر از خواب غفلت بلند شد و چاره اندیشید به امید صلح،رفاه و دموکراسی برای همه ی انسانها ملل و اقوام.