ملاقات با شاهزاده عباس ميرزا : بعد از صرف ناهار بسيار عالي اشيك آغاسي كه رئيس تشريفات است و سفراي خارجي را معرفي ميكند بدنبال من آمد ، عصاي مرصعي در دست داشت كه دسته آن با پيكره پر نده يي تزيين شده بود و پنجه ها و چشمانش از جواهر بود.
گرداگرد محوطه دو رديف سرباز مربع بزرگي را با دويست توزا طول و صد توزا عرض تشكيل شده بودند . سرا پرده در يك سمت اين محوطه قرار داشت و پرده يي در جلوي آن آويخته بودند كه آنرا از انظار مخفي مي كرد . صاحبمنصبان و افسران ارتش در داخل اين محوطه به فاصله هايي كه بستگي به رتبه و مقام آن را داشت ايستاده بودند عموهاي شاهزاده در بيست قدمي در سمت راست و وزير بفاصله شصت پا در سمت چپ مقرر داشتد سكوت و آرامش عميقي كه بر اين عده حكمفرما بود استبداد دولتهاي شرقي را نمايان مي ساخت. پس از تعظيم در صد قدمي ايستادم سپس ائشيك آغاسي نام و رتبه و ماموريت مرا اعلام كرد و شاهزاده خوش آمد گفت آنگاه مرا بداخل خيمه هدايت نمودند... شاهزاده عباس ميرزا فرماندار كل آذربايجان ( ماد قديم ) و وارث تاج و تخت ايران است و به نيابت از طرف شاهنشاه اختيارات بسيار دارد [ سپس به شرح سيما مي پردازد ] در سن 12 سالگي باو ماموريت دادند كه با سمت فرماندهي قوا عليه جعفر قلي خان كه ياغي شده بود اقدام نمايد.
اغلب شبها به مطالعه مشغول است كمتر كسي از ايرانيان به اندازه او از ادبيات و علوم شرقي اطلاع دارد در ضمن بسيار علاقمند است بداند چه عواملي باعث پيشرفت غرب گشته است و حاضر است همه سنتهاي ملي و مذهبي را براي پيشرفت ايران كنار بگذارد و هر گونه تاسيسات نظامي و غير نظامي كه باشد به سبك غرب بنيان گذاري كند – با ين دليل خارجيها و بخصوص فرانسويان را با گرمي مي پذيرد و براي امپراطور احترام خاصي قائل است . ناپلئون را سر مشق خود قرار داه است و او را يك قهرمان مي داند . ( سفرنامه بن تان، ص: ص68